من و بابا
الهه ی باران روی بام نشست
وقتی دعا می خواندی
الهه ی خواب روی پلک نشست
وقتی خواب های بد را درو می کردی
الهه ی اشک روی دفتر مشق نشست
وقتی با چشم های باز خواب می دیدی
و کسی نمی دانست
چه زمانی سکوت کند
برادرم باد !
از کنار خانه ی ما که رد شدی
بنفشه ها و بابا را غرق بوسه کن
تا من سکوت کنم ...

( عید ولایت ، عید سعید غدیر خم مبارک باد ! )
+ نوشته شده در ساعت توسط بشار
|
سروران !